چهارشنبه، ۱۷ اسفند، ۱۳۸۴ - ۱۱:۱۶بخش ها: ایران ، زنان ، سرويس خبري همبستگي ملي

از درد و رنج زنان در حاكميت آخوندها درسال 1384

مروري كوتاه بر محدوديتهاو فشارهاي اعمال شده بر زنان ميهنمان
ـ آمار خودكشي در ايلام با خودكشي در 58 كشور برابر است
ـ از سال 57 تا كنون فحشا 683درصد افزايش يافته است
- سن فحشا، 13سالگي ـ سن خودسوزي، 11سالگي ـ كوچكترين زنداني، درنا10ساله در زندان مشهد
ـ دختر 13 ساله‌‌يي كه توسط پدرش مورد تجاور قرار گرفته، پدرش او را مي‌فروخته و ما او را در گوشه پارك پيدا كرديم


ـ بعد از 2 هفته يا 6 ماه چگونه مي‌توانيم او را به خانواده بازگردانيم

ـ ظرف6ماه 8هزار خشونت خانگي گزارش شده است

وضعيت زنان در هر كشور شاخص جدي ارزيابي پيشرفت و تعالي آن كشور محسوب مي‌شود. شاخصهايي مانند ميزان مشاركت زنان در ارگانهاي تصميم‌گيري جامعه، پارلمانها، مديريت سازمانها و دستگاههاي سياسي، اقتصادي، ميزان اشتغال و سواد… شاخصهايي براي ارزيابي هستند. به دليل شرايط مشخص ايران و حاكميت رژيم آخوندها، شايد بتوان وضعيت زنان در ايران را از دو وجه ديگر آن يعني آمار فحشا و خودكشي، با يك نگاه سنجيد. البته شاخصهاي متعددي براي ارزيابي وجود دارد كه همه قابل بررسي هستند.

مروري اجمالي و كوتاه به موقعيت زنان تحت حاكميت آخوندها طي يكسال گذشته، و پس از روي‌كار آمدن پاسدار احمدي‌نژاد، تصويري از رشد فاجعه و درد جانكاه «زن‌بودن» در رژيم آخوندي را نشان مي‌دهد كه البته فقط بخش بسيار اندك و ناقصي از واقعيت موجود و نه تصوير تمام قد آن.

بيكاري ـ محدوديتهاي كاري ـ مزد نابرابر در مقابل كار برابر

بيش از 62درصد دانشجويان كشور و بيش از 50درصد از دانشجويان دانشگاه تهران را دختران تشكيل مي‌دهند اما بنابر آمار منعكس‌شده از سوي رژيم 7/88 درصد از اين زنان بيكار هستند و فقط 13 تا 15 درصد آنها پس از فارغ‌‌التحصيل شدن جذب بازار كار مي‌شوند. روزنامه حكومتي ايران در 24مهر نوشت: هنوز بازار كار كشور پاسخگوي زنان كشورمان نيست و اغلب جمعيت بيكار زنان، داراي تحصيلات دانشگاهي مي‌باشند.

خبرگزاري ايلنا نيز نرخ بيكاري زنان در تمام سطوح را 21برابر مردان اعلام كرد.

روز‌به‌روز بر تعداد زنان نان‌آور خانه و زنان مطلقه و بدون شوهر افزوده مي‌شود در همين رابطه آمار زنان زيرخط فقر 5/4 برابر مردان مي‌باشد. زيرا كه در ادارات و هم‌چنين كارخانه‌ها و مراكز توليدي اولويت استخدام با مردان مي‌باشد. حتي براي استخدام يك پزشك اولويت به مردان داده مي‌شود اگرچه نمرات دانشگاهي آنها بسيار پايين‌تر از نمرات يك زن پزشك باشد.

آن بخش از زنان نيز كه شاغل هستند بايد فشارهاي ناشي از اشتغال را كه براي زنان فراهم ساخته‌اند بپذيرند و اين در حالي است كه حقوق زنان در مقابل كار برابر نصف و گاهي يك سوم مردان مي‌باشد.

زنان شركت فيروزكوه تنها ماهيانه 50هزار تومان حقوق دريافت مي‌كنند و در شروع كار نيز چك و سفته 2ميليون توماني امضا مي‌كنند تا پيشاپيش جلوي هر نوع اعتراضي از جانب آنها گرفته شود. در يك كارخانه جوراب‌بافي به مردان 110هزار تومان در ماه حقوق پرداخت مي‌شود در حالي‌كه زنان در مقابل انجام همان كار50هزار تومان دريافت مي‌كنند. اين در شرايطي است كه خط فقر توسط همين رژيم آخوندي، براي يك خانواده 6نفره، 250هزار تومان اعلام شده است. البته بايد در نظر گرفت كه در چنين شرايطي زنان از ترس اخراج مورد سوءاستفاده‌هاي جنسي از سوي كارفرماهاي خود نيز قرار مي‌گيرند. مجله زنان مرداد84 در مورد ليلاي 22ساله از قول خودش مي‌نويسد كه به هر نوع محيط كاري وارد شده است با آزار جنسي مواجه بوده است. در 19سالگي براي اولين به سر كار مي‌رود. در محيط كار با فشارهاي كارفرماي پنجاه‌وچند ساله‌اش براي برقراي رابطه با وي مواجه مي‌شود و به‌ناچار محيط كار را ترك مي‌كند. ليلا متوجه مي‌شود بقيه همكارانش نيز با همين وضعيت رو‌به‌رو بوده‌اند و هر كس كه مي‌پذيرفت مي‌توانست به كارش ادامه دهد. ليلا سه بار ديگر وارد محيطهاي ديگر كاري مي‌شود ولي هر بار به همين علت مجبور به ترك محل مي‌گردد.

بر اساس گزارش توسعه انساني در سال 2005ميلادي، ايران با شاخصهاي توسعه جنسيتي از ميان 140كشور جهان، مقام هفتاد و هشتم را به‌خوداختصاص داده است. در حالي‌كه رتبه كشورهاي همسايه مثل بحرين47، تركيه‌70، كويت‌39 و عربستان 65 است. شاخص توسعه جنسيتي با سه مشخصه سلامتي و طول عمر، ميزان سواد و هم‌چنين همسان‌سازي دستمزد ميان مردان و زنان حاصل مي‌شود. تفاوت درآمد مردان و زنان در ايران در فعاليتهاي اقتصادي، هم‌چنان داراي فاصله عميقي است. بر اساس گزارش توسعه انساني سازمان ملل متحد، تفاوت دستمزد مردان و زنان در كشور بيش از سه برابر است.

ايجاد محدوديتهاي شغلي نيز براي راندن زنان به كنج خانه در اشكال مختلف ظاهر مي‌شوند. خبرگزاري ايلنا از قول يك استاد دانشگاه تهران نوشت زنان تنها حق انتخاب شغل در هفت حوزه را دارند؛ در حالي كه مردان در 37 حوزه مي‌‏توانند شغل انتخاب كنند

خبرگزاري مهر 19آذر از قول فاطمه آليا رئيس کميته زنان و خانواده مجلس نوشت «در حال حاضر اکثر زنان پا‌به‌پاي مردان و در ساعتهاي طولاني در مشاغل مختلف حضور پيدا کرده و در فعاليتهاي اجتماعي و اقتصادي مشارکت گسترده‌يي دارند و همين امر باعث شده نتوانند آن‌طور که شايسته است به امر خانواده و تربيت فرزندان خود بپردازند، در حالي که به گفته امام خميني حضور زنان به اين معنا بوده که در هفته چند ساعت به منظور شادابي و نشاط در جامعه حضور داشته باشند».

در مورد يكي از محدوديتهاي اعمال‌شده روي زنان، رويتر21مهر84 نوشت: بنا به دستوري كه صادر شد، كارمندان دولتي زن در وزارت ارشاد ايران و روزنامه‌نگاران زن در روزنامه و خبرگزاري حكومتي بايد تا قبل از غروب بيرون از محل كار باشند تا با خانواده‌هاي خود باشند. اين دستور از طرف وزير ارشاد محمد حسين صفار هرندي صادر شد.

روزنامه توسعه به نقل از اين دستور نوشت، «به خاطر نقش حساس زنان در خانواده و پرورش كودكان، كارمندان زن از ماندن در محل كار بعد از ساعت 6 عصر ممنوع هستند. اين دستور هم‌چنين مربوط به خبرگزاري رسمي ايرنا و روزنامه حكومتي ايران مي باشد».

يك روزنامه نگار زن كه خواست نامش فاش نشود گفت، «اين تنها يك شروع است. آنها محدوديتهاي بيشتري بر زنان اعمال خواهند كرد. آنها نمي‌خواهند ما در جامعه فعال باشيم. اين زن در روزنامه ايران شيفت شب كار مي‌كند. «من چطور؟ كار من ساعت 3 بعد از ظهر شروع مي‌شود. اين دستور يعني من به‌زودي بيكار خواهم شد».

اصغري مسئول امور بانوان خانه كارگر تبريز گفت: اگر چه سال گذشته سه نفر از زنان در شوراهاي اسلامي كاربه عنوان نماينده زن عضويت داشتند ، اما در سال جاري هيچ نماينده‌يي از قشر زنان در اين شوراها حضور نداشته‌‏اند.

يكي ديگر از آخرين محدوديتها در زمينه اشتغال مديريت رستورانها توسط زنان است. بر اساس ضوابط جديد اداره نظارت بر اماكن عمومي و به گفته «محمدحسين آرمين» رئيس اتحاديه صنف رستوران‌داران، زنان براي دريافت پروانه رستوران‌داري علاوه بر گذراندن تمام مراحل ديگر و ارائه مدارك لازم بايد يك مرد را به عنوان مباشر معرفي كنند در غير‌اين‌صورت از ارائه مجوز به آنها خودداري خواهد شد. 15 نفر از 36 زني كه مجوز رستوران خود را از اتحاديه صنف رستوران داران دريافت كرده‌اند يا مديريت رستوران را به يك مرد سپرده‌اند يا به شكل خانوادگي و با حضور اقوام مرد خود رستوران را اداره مي‌كنند.

البته به موارد بالا بايد تهديداتي را كه در محيط كار همواره زنان را تحت فشار قرار مي‌دهد اضافه كرد

از يادآوري قوانين و اظهارنظرهاي آخوندي در مورد ورود زنان به مجلس خبرگان و دولت در جايي كه از حضور زنان در جزيي‌ترين تشكلهاي صنفي و يا مشاغل آزاد ممانعت به‌عمل مي‌آيد، صرفنظر مي‌كنيم.

دختران فراري

دختران فراري، پديده نوظهوري بود كه با حاكميت آخوندها شكل گرفت. طبق يك آمار اعلام‌شده توسط خبرگزاري فارس، تعداد دختران فراری تنها در شهر تهران در سال 1380 نسبت به سال 1379 از 1200 نفر به 5000 نفر رسيده که اين رقم در سال 81 به بيش از 6 هزار نفر رسيده، هم‌چنين سن متوسط دختران فراري از 16 سالگی در سال 79 به 10سالگی رسيده است.

در سال 83 نرخ فرار دختران از خانه 50% و فرار زنان 26% افزايش يافته است. خبرگزاري فارس در تاريخ 28آبان 84 نوشت: طبق آمارهاي سال 83 بيش از350000 دختر فراري شناسايي شده اند، در تهران در عرض يك ماه4.600 دختر فراري به وسيله نيروي انتظامي دستگير شد، كه البته مجددا به خيابانها بازگردانده شدند.

لازم به ذكر است كه سالانه 80هزاردختر زير 23سال كه بسياري از آنان را دختران فراري تشكيل مي‌دهند، سقط‌جنين مي‌كنند.

به گفته دكتر نفريه، مدير كل بهزيستي استان تهران سالانه به طور متوسط 2‌هزار دختر فراري و آسيب‌ديده از سوي نيروي انتظامي و يا به صورت خود‌معرف به بهزيستي ارجاع مي‌شود. (ايسنا28بهمن84)

علت فرار دختران و زنان در موارد زير خلاصه مي‌شود: فقر مفرط خانواده و سرپرست، طلاق والدين، اعتياد والدين، خشونتهاي خانگي كه به وسيله شوهر يا پدر و يا برادر اعمال مي‌شود. دختران فراري در اولين و يا دومين شب فرارشان از خانه به دليل نداشتن جا و مكاني كه به آن روي بياورند، مورد تجاوز و سوءاستفاده هاي جنسي قرار مي‌گيرند .

برخي از اين دختران فراري در مراكز زنان آسيب‌ديده بهزيستي نگه‌داري مي‌شوند. چندي پيش يكي از اين مراكز به اسم اميدوار به‌دليل ادعاي مالكيت آن توسط «بنياد مستضعفان» توسط مأموران تخليه و مصادره شد. مربي اين مركز كه قصد ممانعت از ورود مأموران و آواره شدن دختران آسيب‌ديده را داشته مورد ضرب و شتم مأموران قرار گرفته و به پزشك قانوني منتقل گرديد. دختراني كه در اين مكان بودند در كوچه‌هاي اطراف اين مركز رها شدند(ايسنا28بهمن84).

دكتر غنچه راهب مددكار اجتماعي و عضو هيات علمي دانشگاه علوم بهزيستي و توانبخشي در مورد وضعيت اين دختران مي‌گويد دختري در اين مركز بود كه در زندان متولد شده بود و پس از به دار‌آويخته شدن مادرش از زندان خارج شده و به دست دوستان مادر كه اغلب هم بزهكار بودند بزرگ مي‌شود. در 7‌سالگي شاهد انجام يك قتل توسط سرپرستش بوده و پس از به زندان رفتن سرپرست آواره خيابانها مي‌شود و تا قبل از پناه‌آوردن به اين مركز در تعميرگاهي در جنوب تهران زندگي مي‌كرده است. دخترك اعتياد داشت و انواع آسيبهاي جنسي را تحمل كرده بود و تنها 13 سال داشت. اين دختر نمونه‌ايي از بچه‌هاي مركز اميدوار بود.

دكتر راهب مي‌گويد: يكي از مشكلات مراكز بهزيستي دستور بازگشت دختران به خانواده‌هايشان است. بالغ بر 70 درصد افرادي كه به مراكز مداخله در بحران بهزيستي مراجعه مي‌‌كنند نبايد به هيچ‌عنوان به خانواده‌ها برگردند و نياز به كار تخصصي و نگهداري دارند. فرض كنيد دختر 13 ساله‌‌يي كه توسط پدرش مورد تجاور قرار گرفته، پدرش او را مي‌فروخته و ما او را در گوشه پارك پيدا كرديم بعد از 2‌هفته يا 6‌ماه چگونه مي‌توانيم او را به خانواده بازگردانيم.» (كانون زنان ايراني 8اسفند84)

زنان خياباني

طبق آمار رسمي ، بيش از 600هزار زن خياباني تا‌كنون رد‌يابي شده‌اند. اين آمار رسمي است و آمار واقعي چندين برابر اين رقم مي‌باشد. اغلب آنها به دليل فقر و نياز مادي به اين مسأله روي آورده‌اند و ما‌بقي نيز ريشه‌هاي رواني داشته‌اند. آمارها نشان مي‌دهد كه تا سال 70 سن دختران فراري و زنان خياباني 25سال بوده، و در سال 1378 سن دختران فراري به 16 سال رسيد. از سال 1379 اين ضايعه ميان دختران 7 تا 14 سال رواج يافته است و در آخر سال 84 سن فحشا 13 سال اعلام شده است.

بر اساس فاكتها و نمونه‌هاي بسيار به دليل فقرمطلق بعضاً براي خوردن يك وعده غذاي معمولي و يا مبلغ 5000 تومان تن به خودفروشي داده‌اند. بر‌ اساس آمار اعلام شده در مطبوعات، از سال 57 تا كنون فحشا 683درصد افزايش يافته است.

در صحبت با زنان خياباني اين حقيقت مشهود است كه بالاترين شكنجه را در فروش جسم و تحقير روح خويش متحمل مي‌شوند. حتي كارشناسان رژيم نيز به اين حقيقت اعتراف نموده‌اند كه بحث فحشا در فقر خلاصه مي‌شود. علاوه بر آن، نيمي از اين زنان قبل از 15‌سالگي مورد خشونت جنسي قرار گرفته‌اند. و اين عمل شنيع اغلب توسط پدر، برادر، دايي و عمو صورت گرفته است. فرهنگي كه در سالهاي قبل كسي به‌ياد نمي‌آورد شنيده باشد.

لازم به يادآوري است كه به دليل اين سوءاستفادههاي جنسي از زنان و دختران روزانه بيش از 60 كودك فقط درتهران سقط‌جنين مي‌شود و هر ماه 300 كودك را جلو حرم امام رضا سر راه مي‌گذارند. فقط در سطح شهر تهران طبق آمارهاي كارشناسان 8000 مركز فحشا وجود دارد.

دكتر امان‌‏الله قرايي‌‏مقدم، جامعه‌‏شناس و استاد دانشگاه، درگفتگو با خبرگزاري حكومتي رژيم (ايلنا3بهمن) عامل اقتصادي، فقر، طلاق، اعتياد و بيكاري و حاشيه‌نشيني را از عوامل فحشا برمي‌شمرد. وي هم‌چنين مي‌گويد مردان معتاد زنان خود را وادار به خودفروشي مي‌كنند و سن فحشا از 11 تا 17سال و ماكزيمم18سال قرار دارد و علت آن، فرار دختراني است كه به‌علت بي‌سرپرستي يا بدسرپرستي و آزار جسمي و روحي و اعمال فشار و محدوديت وارد بازار فحشا مي‌شوند.

سركوبي، اعدام، راه‌حل آخوندها:

آخوند ناصر مكارم شيرازي براي حل معضل زنان خياباني گفت، بايد با كساني كه تلاش مي‌كنند فحشا، فساد و گناه را در جامعه پخش كنند برخورد شود. اين آدمها مفسد في‌الارض هستند و بايد تحت قوانين اسلامي با آنها برخورد شود. مفسد في‌الارض كه به معني «فاسد‌كننده بر روي زمين» مي‌باشد، تحت قوانين شرعي ايران با حكم اعدام قابل مجازات است. وي گفت، اگر همه در قبال احكام اسلام احساس مسئوليت كنند، هيچ كس جرأت نخواهد كرد كه فحشا را گسترش دهد.

عشرت شايق، نماينده مجلس رژيم‌آخوندي در مورد راه‌حل فحشا در جامعه گفت اگر 10 نفر از زنان خياباني را اعدام كنيم ديگر زن خياباني وجود نخواهد داشت!

زنان معتاد

از هر 4نفر در كشور يك نفر معتاد است و از اين تعداد 50درصد را معتادين زن تشكيل مي‌دهند.ولي تنها 5درصد از مراجعين به شعب مراكز پيشگيري را زنان تشكيل مي‌دهند. البته در مراجعه نيز اولويت با مردان مراجعه‌كننده است و اساساً مددكار اجتماعي براي زنان معتاد وجود ندارد و يا در كارهاي ديگر در امور اداري به‌كار گرفته شده‌اند. بودجه‌يي نيز براي زنان معتاد در دولت در نظر گرفته نشده است.

اغلب زناني كه معتاد شده‌اند، براي سوءاستفاده‌جنسي و به‌كارگيري آنان براي خريد و فروش و دلالي در امر مواد مخدر است. مواردي نيز به دليل اختلالات روحي و عصبي و هم‌چنين افسردگي بيش از حد، معتاد شده‌اند. اغلب زنان معتاد به وسيله پدر، برادر و شوهر به اعتياد كشيده شده‌اند. زنان به‌دليل نداشتن تجربه در امر استفاده از مواد مخدر در معرض خطرات بسياري از جمله ايدز و مرگ زودرس هستند. طبق خبري كه رژيم اعلام كرد در خرداد ماه سال جاري، 60 تن از زنان به دليل تزريق اشتباه هروئين جان خود را از دست داده‌اند. البته آمار مرگ و مير زنان معتاد بيشتر از اينهاست.

طبق آمار و ارقام علني 16ميليون نفر در کل كشور با اعتياد درگير هستند که 8 ميليون نفر آنان کودک مي‌باشند(زير 18سال) و در اين ميان تنها سهم شهر تهران از اعتياد، يک ميليون و 200 هزار نفر است که 600 هزار نفر آنان دختر هستند.

خشونتهاي خانگي، قتلهاي ناموسي، ديه:

73درصد از زنان تا‌كنون بيش از يكبار مورد خشونت خانگي قرار گرفته‌اند، ولي چون دادگاه به اين موضوعات اهميتي نمي‌دهد، زنان نيزهيچ‌گاه اين خشونتها را كه بعضاً موجب آسيبهاي جدي در آنان شده است، گزارش نمي‌كنند. سطح در آمد خانواده رابطه مشخص با ميزان خشونت دارد. در خانواده‌هايي كه ميزان درآمد آنها 75000تومان در ماه بوده بالاترين خشونتها اعمال شده است. تجاوزهاي خانوادگي نيز بسيار گسترده شده و اكثر دختراني كه مورد اين نوع تجاوز قرار مي‌گيرند خودكشي مي‌كنند.

خيلي موارد از خشونتهاي خانگي به قتل زنان منجر گرديده است، در چنين شرايطي با توجه به اين‌كه در شرع ارتجاعي، ديه زن نصف مرد محسوب مي‌شود، در صورتي‌كه خانواده زن مقتول بخواهند مردي را قصاص كنند لازم است كه ابتدا نصف ديگر ديه را بپردازند تا بتوانند درخواست اعدام مرد را كنند. در بسياري از موارد به دليل اين‌كه خانواده مقتول قدرت پرداخت ديه را نداشته است، دادگاه نيز حكم اعدام را لغو و به مرد قاتل چند سال زندان تعلق گرفته كه آن ميزان زندان را هم خانواده قاتل و يا خود وي با پرداخت پول خريده و آزاد شده است.

در قتلهاي ناموسي در صورتي‌كه پدر و برادر دختري، اورا به قتل برسانند، يا آن‌را به محاكم قضايي نخواهند برد و يا چون آن دختر و زن متعلق به آن خانواده بوده، همه رضايت داده و قاتل آزاد مي‌شود. به‌طور خاص اگر تهمت فساد به مقتول زده باشند، اين آزادي مسجل است. نمونه‌هاي فجيع از قتلهاي ناموسي صفحات روزنامه‌هاي رژيم را پر مي‌كند. در يك نمونه خانواده دختري كه از منزل فرار كرده بود وي را در وان پر از آب حمام قرار داده و دستان دختر بينوا را با زنجير بسته و جريان برق را وارد آب كردند. در مورد ديگر گلبهار دختر 20ساله اهل چهارمحال بختياري كه از پسر همسايه صاحب فرزندي شده بود به طرز فجيعي به قتل مي‌رسد. چند بار عمو و پسرعموها تلاش مي‌كنند وي را به دار بياويزند كه وي فرار مي‌كند و بار آخر برادرش روي او بنزين ريخته و پسرعمويش كبريت را مي‌‌كشد و گلبهار در آتش مي‌سوزد. بچه تازه به‌دنيا آمده وي نيز توسط سم كشته مي‌شود.

جداسازي در دانشگاه

رژيم برخي از رشته‌هاي تحصيلي مانند كشاورزي، صنايع و برخي از رشته‌هاي قضاوت و حقوق را براي زنان ممنوع اعلام نموده است.

جداسازي در دانشگاهها كه در حال حاضر در چند تا از دانشگاهها مثل مشهد و زابل نيز اجرا شده است، موجب فشار بر روي دانشجويان دختر است و هم‌چنين بيشترين فشار را حراست دانشگاه بر روي دختران دانشجو مي‌آورد و به اشكال مختلف كارگزاران رژيم تلاش مي‌كنند دختران را از دانشگاه دوركنند. امام جمعه اصفهان در مورد جداسازي جنسيتي دانشگاهها گفته بود: اختلاط دختر و پسر در دانشگاهها هيچ دليل عقلي و اسلامي ندارد.(همبستگي 6دي84)

يكي از هزاران نمونه كوچك از فشارهاي وارده به زنان دانشجو كه در يكي از سايتهاي زنان درج شده بود در زير آمده است.

«يادم مياد يه روز امتحان داشتم. موضوع مربوط به حدود ۲‌سال‌پيشه. نيم ساعت قبل از امتحان رسيدم دانشگاه. اومدم از در برم تو که يکي از همين مسئولاي محترم جلومو گرفت و گفت خانوم روپوشت تنگه نمي‌شه بري تو . خلاصه کارتم و ازم گرفت و منم بهش دادم اما عوض اين‌که اسممو يادداشت کنه و کارتو بهم بده اونو نگه داشت و گفت برو خونه مانتو تو عوض کن بعد بيا…آروم بهش گفتم خيلي خوب تو نميرم کارتمو پس بدين… اين‌قدر عصباني بودم که ترجيح دادم که اون موقع حرفي نزنم…اون مانتو رو من به مدت ۶‌ماه بود که دانشگاه مي‌پوشيدم و تا به اون موقع مسأله‌يي نداشت حتي چاک کنارشو دوخته بودم که مناسب دانشگاه باشه… از خونه ما تا دانشگاه حدود ۲‌ساعت رفت و برگشت فاصله بود و من نيم ساعت ديگه امتحان پايان ترم داشتم. خلاصه تصميم گرفتم که برگردم از در گذشتم که اين خانوم دنبالم دويد و داد زد که خانوم کجا مي‌ري و بعد از پشت خودشو رسوند به من و مقنعه منو با خشونت کشيد طوري که مقنعه از سرم کشيده شد و حجابم کاملا برداشته شد».

حدود 30 ـ 35درصد از دختران دانشجو به دليل نداشتن پول براي شهريه ترمهاي تحصيلي خويش، به طرف مرداني كشيده مي‌شوند كه بتوانند هزينه‌هاي تحصيلي آنها را بپردازد. به‌طور مثال در مواردي حتي دانشجويان دختر به صيغه كارمندان و استادان و استادياران در مي‌آيند تا بتوانند هزينه‌هاي دانشگاه را بپردازند.

در زمينه خوابگاههاي موجود نيز براساس اخبار منتشرشده از خبرگزاريها امسال براي خوابگاههاي دانشجويان دختر هيچ بودجه‌يي در نظر گرفته نشده است و از مينيمم امكانات نيز محروم هستند و در برخي از خوابگاهها برق و آب نيز وجود ندارد و با نور فانوس دانشجويان درس مي‌خوانند.

آزار و اذيت جنسي دختران و زنان

سال گذشته در ايران حدود يك‌هزار تجاوز جنسي ثبت شده، گزارش شده است. اين عدد فقط مربوط به معدود افرادي است كه اين موارد را گزارش داده‌اند، اغلب تجاوزات هيچ‌گاه گزارش نمي‌شود و اغلب فردي كه مورد تجاوز قرار گرفته‌اند، دست به خودكشي و يا فرار از خانه مي‌زنند.

طبق گزارشهاي سازمان بهزيستي ايران در سال 1384 ظرف شش ماه، هشت هزار مورد خشونت خانگی عليه زنان گزارش شده است، يعنی به‌طور متوسط روزانه حدود ۴۴‌مورد خشونت ثبت مي‌شود.

73درصد از زنان كشورمان، تا كنون بيش از يك بار مورد خشونت خانگي قرار گرفته‌اند. ولي چون دادگاه به اين موضوعات اهميتي نمي‌دهد، زنان نيزهيچ‌گاه اين خشونتها را كه بعضاً موجب آسيبهاي جدي در آنان شده است، گزارش نمي‌كنند.

در يك نمونه 2‌پسر دختري را ربوده و او را به محلي برده و مورد تجاوز قرار مي‌دهند و دختر را با وضعيت بسيار بدي جلوي يك بيمارستان مي‌اندازند، وقتي كه خانواده دختر از اين وضعيت شكايت مي‌كنند و خانه مربوطه نيز به وسيله دختر مورد شناسايي قرار مي‌گيرد. دادگاه حكم را صادر مي‌كند: 300 ضربه شلاق به دختر و 100 ضربه شلاق براي هر يكي از پسران !

ليلا فتحي، دختر 12‌ساله‌يي كه 7سال پيش در راه مدرسه توسط سه مرد ربوده مي‌شود. هر سه نفر به او تجاوز كردند و سپس آن‌قدر كتكش زدند كه زير ضربه‌هاي متعدد مشت و لگدشان جان داد. آنها پس از 7سال هنوز مجازات نشده‌اند.

مادر ليلا با اندوه فراوان روزي را به ياد مي‌آورد كه براي قاتلان دخترش حكم قصاص صادر شده بود. آن روز از دادگستري تهران با او تماس گرفته و گفته بودند: «اگر مي‌خواهي قاتلان فرزندت مجازات شوند بايد نصف ديه سه مرد كامل را پرداخت كنيد».

خودكشي

مدير كل امور آسيب‌ديدگان اجتماعي اعلام كرد خودكشي زنان 4برابر مردان است، اغلب اين خودكشيها با سخترين و دردآور‌ترين نوع خودكشي يعني خودسوزي صورت مي‌‌گيرد. 8/62 درصد خودكشيها مختص زنان شهري است كه زنان خانه‌دار 9/31 درصد و افراد بيکار 6/25 درصد آن‌را شامل مي‌شود.

آمار خودكشي در ايلام با خودكشي در 58 كشور برابر است. 220 زن فقط در عرض چند ماه در ايلام خودكشي كرده‌اند.علت خودكشيها چند همسري مرد، خشونتهاي خانگي و فقر بوده است. يكي از دلايل عمده خودكشي جوانان زير ‌١٨‌سال طلاق والدين مي‌باشد. هم‌چنين خودكشي در بين زناني كه طلاق مي‌گيرند سه برابر افرادي است كه ازدواج مي‌كنند.

طبق آمار وزارت بهداشت 25ـ20 درصد از جامعه ايران دچار اختلالات روانی هستند و شيوع اختلالات در زنان دو برابر مردان است و برخلاف کشورهای ديگر تمايل به خودکشی در زنان ايران بيشتر است. اغلب خودكشيها مربوط به زنان بين 18 تا 38 سال است. ولي زناني هم بوده‌اند كه در سن 70 سالگي دست به خودسوزي زده‌اند. و هم‌چنين دختراني كه در سن 12-13 سالگي خودكشي كردند. بهار 11ساله كه از درس خواندن محروم شده بود و براي كمك خرج خانواده قاليبافي مي‌كرد. وقتي آخرين شانس تحصيل در كلاسهاي سوادآموزي بعد از اتمام كار قاليبافيش را از ميان بردند، خود را به آتش كشيد. يك دختر جوان پس از چند بار رفت و برگشت عاقبت كيف مدرسه را به كناري مي‌اندازد و خودش را زير ريلهاي قطار پرتاب مي‌كند.

وضعيت زنان در زندانهاي رژيم:

روابط عمومي سازمان زندانها چندي پيش اعلام كرد كه سالانه 600هزارنفر، وارد زندانهاي كشور مي‌شوند كه 5/3درصد آن زن هستند.

در مشهد 50دختر كمتر از 18سال در زندان زنان مشهد، بسر مي‌برند كه همگي در يك سلول مي‌باشند.

روزنامه حكومتي خراسان در تاريخ 22 آبان84 به نقل از وزير دادگستري رژيم در بيرجند اعلام كرد كه 13درصد كل زندانيان خراسان جنوبي را زنان تشكيل مي‌دهند.

روزنامه اعتماد 28آبان از قول خبرگزاري ايسنا، طي گزارشي از زندان زنان مشهد مي‌نويسد:

درناي‌ 10 ساله‌ كم‌سن‌ترين‌ زنداني‌ است كه به اتهام سرقت دستگير شده و بايد يكسال در زندان بماند. او مي‌گويد: چند وقت‌ پيش‌ مادرم‌ هم‌ به‌خاطر اعتياد اين‌جا بود كه‌ پس‌ از يك‌ ماه‌ آزاد شد.

از ميان‌ اين‌ جمع‌ زن‌ ميانسالي‌ كه‌ آثار مشكلات‌ زندگي‌ به‌خوبي‌ درچهره‌اش‌ نمايان‌ است‌، مي‌گويد: 7 سال‌ است‌ كه‌ به‌ جرم‌ خريد و فروش‌ مواد مخدر در زندان‌ هستم‌، شوهرم‌ معتاد است‌ و سه‌ بچه‌ كوچك‌ دارم‌. به‌خاطر نياز مالي‌ مرتكب‌ اين‌ جرم‌ شدم‌، به‌ علت‌ بدهي‌، گاز خانه‌مان‌ قطع‌ بود، مجبور بودم‌ كار كنم‌ از لباسشويي‌ گرفته‌ تا گدايي‌ تا بچه‌هايم‌ زندگي‌ خوبي‌ داشته‌ باشند، ولي‌ با آمدنم‌ به‌ زندان‌ همه‌ آنها قرباني‌ من‌ شدند و بي‌سرپرست‌ ماندند همين‌ چند وقت‌ پيش‌ يكي‌ از دخترانم‌ را به‌ جرم‌ سرقت‌ به‌ اين‌جا آوردند.

معاون‌ زندان‌ مركزي‌ مشهد در باره‌ يك‌جا بودن دختران زير 18سال با زنان زنداني باسابقه مي‌گويد: چون‌ به‌ لحاظ‌ آمار، تعداد افراد آن‌قدر زياد نبود كه‌ بخواهيم‌ مركز جداگانه‌ مجهزي‌ داشته‌ باشيم‌ لذا زياد پيگير اين‌ قضيه‌ نبوديم‌.

در گزارش كوتاه ديگري از زندان سنندج مي‌خوانيم:

بند زنان زندان سنندج فقط يك سالن بزرگ، تيره و تاريك است. ده تخت سه طبقه که روي هم 30 جاي خواب را تشكيل مي دهند، دور تا دور سالن بند نسوان قرار دارد. ديوارهاي سالن بلند و به رنگ سبز تيره است. هيچ پنجره‌يي ندارد جز هواكشي كه در وسط سقف تاريك سالن خود‌نمايي مي‌كند. وارد سالن مي‌شوم. ديگر نمي‌توانم نفس بكشم.

در كنار سالن بزرگ بند زنان اتاقي شايد 12متري به جوانان اختصاص دارد. روي درش با حروف چاپي بزرگ نوشته شده«بند جوانان».

چهارـ پنج دختر 13،16،18 ساله در اين اتاق نگهداري مي‌شوند.

جرم اكثرشان رابطه نامشروع است اما نتوانستم از جزئيات آن سر در بياورم. چون «خواهر» بالاي سرم بود.

به صورت دخترك سفيد‌رو نگاه مي‌كنم. اين با بقيه فرق مي‌كند. زل مي‌زند به چشمهاي من و مي‌گويد:

اين سومين دفعه است كه به جرم رابطه نامشروع به زندان آمده‌ام. يك بار 80‌ضربه شلاق خوردم و بار دوم صد‌بار.

الهه 16ساله زير چشمي به من نگاه مي‌كند. روسريش را جوري روي سرش جابه‌جا مي‌كند تا توجهم به او جلب شود. كنارش مي‌نشينم. دستش را مي‌گيرم. دستانش ظريف و قشنگ بودند. معلوم بود روزگاري در رفاه زندگي مي‌كرده است. اشك حلقه‌شده گوشه چشمانش را پاك مي‌كند و بدون نگاه‌كردن به من، با هراس از اطرافيان زير لب آرام مي‌گويد: تو را به خدا خانم! من خيلي چيزها دارم بگويم اما نمي‌توانم وبه بقيه كه به من و الهه نگاه مي‌كردند، اشاره مي‌كند. او را رها مي‌كنم چون نمي‌خواهم برايش دردسر بسازم.

بهار 15 سال دارد. يك هفته پيش به جرم حمل مواد مخدر دستگير شده است.

چشمان حيرانش را دنبال مي‌كنم. به گوشه پاره لباسش زل زده است.

ـ بهار! چرا اينجايي؟

ـ من نمي‌دانم. برادر دوستم بسته‌يي داد تا به برادرم بدهم. همان موقع مأمورها مرا گرفتند. اصلاً اين‌جا كجاست؟ من نمي‌دانم...

بارها جمله «‌من نمي‌دانم» را تكرار كرد و دوباره هاج‌و‌واج همه را نگاه كرد.

مرضيه آرام گفت: پدر و مادر بهار حتي پول كرايه ماشين ندارند تا به ملاقات دخترشان بيايند. او دختر آفتاب ـ مهتاب نديده‌يي است اما اين را بدانيد وقتي بهار از زندان بيرون برود ديگر آن بهار سابق نيست!

مشكلات بهداشتي بيشتر زنان را آزار مي‌دهد و از وضعيت حمام گلايه مي‌كنند.

اما بعد از همه اينها بايد به سرنوشت دختران و كودكاني چشم دوخت كه به‌همراه مادرانشان به زندان مي‌آيند و بعضيها هم همان‌جا به‌دنيا مي‌آيند و به شكل ناهنجاري رشد مي‌كنند.

زنان اعدام شده، زير اعدام و زناني كه حكم اعدام گرفته‌اند

طي امسال 4زن اعدام شدند و 19زن حكم اعدام گرفتند. (اخبار روز 11اسفند)

4زن كه سرنوشت‌ آنها موضوع پرسروصداي روزنامه‌ها بوده است در انتظار اجراي حكم اعدام هستند، كبري رحمانپور كه در 20سالگي به جرم قتل مادرشوهر 90ساله‌اش در زندان به‌سر مي‌برد. يكبار تا پاي چوبه دار رفته و هنوز در انتظار به‌سر مي‌برد. خانواده همسرش رضايت نمي‌دهند.

فاطمه حقيقت پژوه شوهر صيغه‌يي خود را كه قصد تجاوز به دختر16ساله‌اش را داشت از پاي درآورد.

شهلا جاهد به جرم قتل لاله سحرخيزان در زندان به‌سر مي‌برد. او قتل را منكر شده است ولي حكم اعدام وي صادر گشته است.

نازنين 17ساله به اتهام قتل در بازداشت به‌سر مي‌برد. وي براي دفاع از خود و برادرزاده‌اش يك نفر را كه قصد تجاوز به آنها را داشت به قتل مي‌رساند.

راضيه دختر ديگري است كه در سال 80 هنگامي كه پانزده سال سن داشت متهم به كشتن يك جوان دكه‌دار مي‌شود. او در شهريورماه محاكمه شد و در انتظار صدور حكم بود.

شدت فقر و فروش دختران

يكي از موارد دردناك سرنوشت زنان در ايران فروش آنها به افغانيهايي است كه در ايران به‌سر مي‌برند و از آن‌جا كه تابعيت ايران را ندارند فرزندان آنها نيز بدون شناسنامه هستند و هويت ندارند.

در يك نمونه دردناك دختري از يك خانواده فقير توسط پدر معتادش به مردي افغاني فروخته مي‌شود. از آن‌جايي‌كه اين پول توسط هفت نفر پرداخته شد بود وي علاوه بر همسرش با 6نفر ديگر كه در پرداخت پول شريك شده بودند مواجه مي‌شود.

زنان سرپرست خانواده

مسئول خانوارهاي بي‌سرپرست، كف و سقف كنوني مستمري زنان سرپرست خانوار را بر اساس تعداد خانوارهاي يك تا 8 نفره، بين ۸ تا ۱۸ هزار تومان اعلام كرد. اين در شرايطي است كه حتي كارگزاران رژيم سقف خط فقر‌‌ يك خانواده 6نفره را در‌آمد 250هزار تومان در ماه در‌نظر گرفته‌اند. هم‌اكنون از يك ميليون و ۲۰۰‌هزار زن سرپرست خانوار تنها ۱۵۰هزار نفر آنها تحت پوشش سازمان بهزيستي كشور هستند. هم‌چنين از بين يك ميليون و ۴۶۸ هزار تحت حمايت كميته امداد ۵۵درصد زن سرپرست خانوار هستند. بر اساس آخرين آمار ۴8درصد از ۱۱۰‌هزار زن سرپرست خانوار كشور فاقد مسكن بوده و تنها ۱۱‌هزار و ۵۰۰‌زن سرپرست خانوار تحت پوشش سازمان بهزيستي با ارائه وام شاغل شده‌اند. اين امر نشان مي‌دهد در حال حاضر شرايط سختي بر اين زنان حاكم است.

نرخ بيكاري زناني‌كه محتاج كار براي امورات خانواده هستند و به نوعي نان‌آور خانه‌اند، 5/2 برابر مردان مي‌باشد. اين تضاد براي تمامي اقشار زنان به‌طور خاص افراد تحصيلكرده وجود دارد ، زيرا كه 88 درصد از زنان تحصيلكرده بيكار هستند و شركتها و ادارات به آنها كاري نمي‌دهند. به همين دليل زنان سرپرست خانواده مجبور هستند حتي با وجود تحصيلات عاليه به كارهاي سخت و پست تن دهند تا بتوانند خرج خانواده را تهيه كنند و اغلب در اماكن غير‌دولتي و شركتها و كارخانه‌ها با حقوقي نصف مردان و با ساعات كاري به مراتب بيشتر از ساعت كار معمول به كار بپردازند. براي اغلب اين زنان، بازنشستگي و هم‌چنين بيمه درماني نيز وجود ندارد و به مجرد كهولت سن از كار اخراج شده و جاي آنان را نيروي جوانتر پر مي‌كند. اغلب زنان، مگر در موارد معدود، از امكانات دولتي، از حق مرخصي براي دوران بارداري و هم‌چنين مهد كودك براي فرزندان نيز محروم هستند و با شهريه‌هاي سرسام‌آور مجبور مي‌شوند فرزندان خود را به مهد‌كودك بسپارند. طوري كه به دليل بالا بودن شهريه مهدكودكها مجبور به ترك شغل خود مي‌شوند.

در اخبار خبرگزاريها آمده است براي گرفتن وامهاي شغلي اين زنان مجبور به سپردن ضمانتهايي هستند كه براي به‌دست آوردن اين وامها مجبور به انجام هر كاري مي‌شوند زيرا اين وامها با ضمانت دو ضامن معتبر از كسبه و افراد با نفوذ قابل وصول است و اين مسأله باعث سوء‌استفاده‌هاي جنسي از آنها مي‌شود. (انجمن دفاع از حقوق زنان در ايران ـ27آبان84)

حق طلاق و وضعيت زنان مطلقه

25درصد از ازدواجها يعني از هر 5 ازدواج يكي از آنها به طلاق مي‌انجامد. 30درصد از طلاقها در دو سال اول زندگي مشترك است. 80تا 85 درصد از متقاضيان طلاق را زنان تشكيل مي‌دهند.

مدير كل ثبت احوال سيستان و بلوچستان گفت: آمار طلاق در سال جاري در اين استان نسبت به مدت مشابه سال قبل 2/32‌درصد افزايش يافته است. (روزنامه جمهوري اسلامي20آذر84)

در بيدادگاههاي رژيم آخوندي نيز زنان بدون دفاع مورد توهين و تحقير قرار مي‌گيرند. يك انجمن دفاع از حقوق زنان در 25آبان84 از نمونه‌يي پرده برداشت كه در نوع خود بسيار تكاندهنده است. دختر 19ساله‌يي براي گرفتن طلاق از همسر معتاد و مبتلا به ايدز به دادگاههاي رژيم آخوندي مراجعه مي‌كند. قاضي اين پرونده ورقه طلاق را امضا نمي‌كند و به دختر مي‌گويد يا بايد با همان مرد زندگي كني و خودت هم با بيماري شوهرت بميري، يا اگر مي‌خواهي طلاق‌نامه‌ات را امضا كنم بايد به صيغه من در بيايي!

اولين علت اصلي طلاق، فقر مي‌باشد، دومين علت اعتياد كه به نوعي با فقر پيوند مي‌خورد، و سومين علت توهين و تحقير و خشونتهاي خانگي به واسطه فرهنگ مردسالار كنوني و هم‌چنين رابطه مردان با زنان متعدد به‌جز همسر رسمي بوده است، طوري كه همسران چنين مرداني در موارد متعدد به بيماريهاي مقاربتي مبتلا گشته‌اند و خانواده كاملاً از هم پاشيده است. در نظام كنوني مرد به راحتي بايك تهمت از هر جنس مي‌تواند زن را طلاق بدهد و سراغ بازار آزاد زنان بي‌سرپرست برود به همين دليل نرخ طلاق 8/34 درصد نسبت به سالهاي 70 تا‌كنون افزايش يافته و مردان به منزله حاكمان بلامنازع، در عمل بلايي بر سر زنانشان مي‌آورند كه آنان مهر خود را حلال و جان خويش را آزاد نمايند و بدون هيچ حق و حقوقي خانه‌يي را كه ساليان در آن زندگي كرده‌اند، ترك نموده و همه چيز، حتي فرزندانشان را نيز پشت سر بگذارند.

ولي مواردي نيز ديده شده است كه مردان صرفاً به‌خاطر خلاصي از دست فقر مطلق كه در آن دست‌و‌پا مي‌زده‌اند بدون هيچ اختلافي با همسر خويش، او را طلاق داده‌اند، اين پديده در كارگران و معتادين بسيار شايع شده است. با توجه به اين‌كه ظرف 5ساله اخير تعداد زيادي كارخانه تعطيل گرديده است، كارگران امكان زندگي مشترك را از دست مي‌دهند و ترجيح مي‌دهند فقر را با زنانشان تقسيم نكنند.

معتادين نيز به واسطه حل نكردن مسائل خانواده در اولين قدم در صورتي‌كه زن نتواند مخارج آنان را به هر ترتيب تأمين كند ، زنانشان را طلاق مي‌دهند.

حضانت فرزندان

طبق آمار و ارقام مشخص شده در كل كشور بعد از جدايي طبق درخواست مادر و يا طبق حكم دادگاه، 70درصد از كودكان تحت مسئوليت پدر قرار مي‌گيرند. علت اين است كه مادران درآمدي براي نگهداري فرزندان دلبندشان ندارند. خانواده زن حاضر به قبول بچه‌هاي او نيست. شوهر در عناد با زن، بچه را به عنوان يك گروگان از زن مطلقه مي‌گيرد و با كودك به صورت يك جنس قابل‌معامله تنظيم مي‌كند. حتي در مواقعي كه هم پدر و هم مادر معتاد باشند، اولويت با پدر است كه فرزند را سرپرستي كند. مسأله مهم اين است كه به دليل نداشتن كار مناسب و تأمين مالي زنان سرپرست خانوار، دادگاه به‌راحتي سرپرستي را به مرد مي‌سپارد و به چيزي كه توجه نمي‌شود عواطف و علائق كودك است. همين مسأله باعث ضربات جبران‌ناپذير در كودكان شده و بسياري از كودكان و نوجواناني كه از مادر خويش جدا شده‌اند دست به خودكشي زده‌اند و يا به جرگه كودكان و دختران فراري پيوسته‌اند.

افسردگي

روانشناسان مي‌گويند: حدود60 تا 70 درصد از افراد جامعه به افسردگي مبتلا هستند و به جرأت مي‌توان گفت که اين نشانه‌يي براي نبودن سلامت روحي و رواني در جامعه است. از اين تعداد 75درصد زن و 25درصد مرد مي‌باشند. زنان به واسطه تمامي ناملايمات و بي‌آيندگي‌هايي كه در جامعه مردسالار كنوني با آن مواجه هستند ، بيشتر دچار افسردگي مي‌شوند. نداشتن تفريحات سالم، شغل مناسب، مينيمم تأمين اقتصادي، برخوردهاي خشن و تحقير‌آميز مردان در تمامي عرصه‌هاي اجتماعي با زنان و خشونتهاي خانگي همگي دليل افسردگيهاي مزمن در بين زنان و دختران جوان بوده است. لازم به ذكر است كه سالانه 80هزار دختر جوان در ايران به مراكز درماني مراجعه نموده و سقط‌جنين كرده‌اند، از اين تعداد بعضي به دليل اقدامات قبلي خود و يا دوستانشان دچار ضايعه‌هاي جدي شده و در اثر خونريزي و… جان سپرده‌اند و تعداد بيشتري نيز اساساً به پزشك مراجعه نكرده و با روشهاي غيرپزشكي خواسته‌اند طفل ناخواسته را از بين ببرند كه موفق نشده و خود به‌كام مرگ فرو رفته‌اند. يك كارشناس حرفه‌يي در امور اجتماعي و زنان اظهار نظر كرد كه جوانان به‌طور خاص دختران به دليل نداشتن تفريحات سالم و هم‌چنين به دليل آموزشهاي غلط از جانب سيستم حاكم و فقر اقتصادي، دچار پوچي وبي‌آيندگي شده و در آنها بيماريهاي عصبي و افسردگي شكل مي‌گيرد، و بعضاً براي فرار از اين حالت به اعمال ممنوعه روي مي‌آورند كه يكي از عوارض آن بارداري و سپس سقط‌جنين است، بسياري از اين سقط‌جنينها به گونه‌يي است كه دختران جوان را دچار مشكلاتي مي‌كند كه تا پايان عمر به لحاظ جسمي با آن دست به گريبان خواهند بود.

ايدز در زنان

زنان به دليل وضعيت بيولوژيكيشان، در معرض انواع و اقسام بيماريهاي مقاربتي از جمله ايدز هستند، در حال حاضر 50درصد از بيماران مبتلا به ايدز را زنان تشكيل مي‌دهند كه اين آمار روز‌به‌روز در حال گسترش است. بسياري از زنان زندانيان عادي، دچار بيماري ايدز شده‌اند. آنها از سرنگ افرادي كه بيماري ايدز در خونشان وجود دارد استفاده مي‌كنند. علاوه بر اين زناني كه به اعتياد مبتلا هستند براي گرفتن مواد مخدر مورد سوءاستفاده مردان قرار گرفته و مبتلا به اين بيماري مي‌شوند. دختران فراري و زنان خياباني نيز عمدتاً در معرض اين بيماري قرار مي‌گيرند و راه گريزي از آن ندارند.

زنان عادي از طريق شوهرانشان كه با زنان ديگر ارتباط دارند، مبتلا به اين بيماري وحشتناك مي‌شوند.

داروهاي بيماران ايدزي بسيار گران است و اغلب زنان قدرت تهيه و استفاده از اين داروها را ندارند