سهند مهاجر ـ مَزبَله کِرمان
سهند مهاجر
مَزبَله کِرمان
: علی لاریجانی ، سر کرم مزبله و رأس " قانون زدا " از سه رأس لاریجانی
" مجلس اگر قانونی را به تصویب برسانند و سپس متوجه شوند که " حضرت آقا ....
.با آن موافق نیستند ، حتی بعد از تصویب نیز این قانون را تغییر خواهند داد
"آخوند حمید رسایی ، از کرمان مزبله و عضو ارشد " جبهه پاچه خواری
من خود سوار موتور شدم و با لباس شخصی به خیابان به مقابله با فتنه :
.رفتم
به خائنان و جانیان فارغ اتحصیل « اوین و قزل حصار» وسایر کشتارگاه ها
و برگزیدگان « ولی وقیح » و خبرگان خیانت وجنایت او که بنام نماینده مجلس
به نمایشات فریبکارانه « انتخابات ؛ آزادی ؛ مجلس بازی » وی راه و رونق
.می دهند
هست کار« مجلسی » همیاری جور وریا
!شرم ؛ کرمان مزابل ! ننگ بادا بر شما
جز ستایش ؛ چاپلوسی ؛ لب زگفتن بسته اید
خائنان ! پوشندگان رنج و محنت ؛ درد ها
ازشما بوده کسی کو یار ملت بوده است ؟
خصم مردم بوده اید و یار تلبیس و جفا
آنکه با نام امین دزدید مال و جان گرفت
اعتقاد و باور مؤمن فکند از پا و نا
آن امامی که بنام دین ز تیغش خون چکید
ملک ؛ دین ؛ دیندار را بسپرده در بحر فنا
مست قدرت گشته ؛ منگ از خون گرم کشتگان
مدح ؛ در چشمش نماید آه و شکوه ؛ ناله ها
مجلسی و مجلسی که بانگ و دار ملت است
خانهٔ دزدان ؛ ندای ظلم گشته ؛ زیر پا
سر سپاران خیانت ؛ آنچه « رهزن » امر کرد
رهگشایان شرورفقر و مرگ و میر ها
گوش بر فرمان دزد اعظم و سرقافله
سفره رنگین کرده اید ازقطره قطره خون ما
دستتان بگشاده در غارتگری با نام او
یا به زهرتیغ او چاپید و دزدید هر کجا
» کرم سان لولید خرّم در نجاسات « ولیّ
تا روا سازید بر خلق و وطن هر ناروا
خوردن از خوان « ولایت » داده وقت و حال خوش
می ندانی گوئیا شیخت بَرَد تا نا کجا
!برگزیدهٔ « خبرگان » در خدعه و ننگید و زور
تیز کردن کارتان خنجر به قلب و پشتِ تا
ایلخان نامید خود را کارتان باشد ولیک
بار کردن دوش مردم طاقت افکن بار ها
الحق آن « دجّال اکبر» ؛ تالی اش را پیروید
در زبان تکبیر و در کردار تحقیر خدا
حرف اگر حرف « ولیّ » مجلس دهان بندی و مکر
گرمی بازار شیخان با شما درا ین ریا
از چه می پوشید سرّ و راز شیخان را ز خلق ؟
خیر اگر کردارشان ؛ چون گشته پنهان راز ها ؟
*شیخ ریخَن پیشتاز و اهل ملاّ پشت سر
لیس لیسان پوشدش از پی گلاب و عطر با
!برگزیدهٔ مردمی اَر حق مردم پاس دار
پیش مردم جوی نِی در پیش دون « رهبُر » رضا
رنج و کار مردمان را چشم پوشی بد سرشت ؟
رهزن » از گور پدر پرداخته مزد ترا ؟ «
جهد و کار رنجبر ها گر نبود اندر میان
رهبُرت نی داشتی نعلین فزون باشد عبا
روضه خوان » مسکین گدائی بود بر دستان دو چشم «
با ید بی غیرتانی چون شما خوش کرده جا
روضه خواری » با جنایات سپاهی شیخ دار «
گشته « روزی خوار » هر چه مستمند و بی نوا
!در پی رهزن دوی اکنون ز بهر جاه و مال
!روز خشم خلق ؛ دردت شیخ یاری ؛ نی دوا
مزابِل ؛ جمع مَزبَله ؛ جای ریختن خاکروبه و سرگین *
ریخَن ؛ آلوده ؛ گرفتار اسهال*
Share | برگشت به صفحه اصلی
برگشت به صفحه اصلی
منتخبی از میان سایتها و وبلاگ ها
اشعار دیکز از همین شاعر:
ـ خرس رقصان
ـ نفرین به شیخ یاران
ـ پا مکش از کارزار
ـ گفته بودید!
مطالب و مقالات منتخب و دریافتی
جمعی از بازنشستگان تأمین اجتماعی:پیام دولت به بازنشستگان : نان شما را آجر می کنیم
غلامحسین حسینی: فراخوان به رهبران عملی کارگران و سندیکاها
بيژن نيابتی :سال سرخ و سیاه 2
ایران ـ بدیل انفلابی
نشریه کارگری: آلترناتیو شماره 10
مهدی سامع :بت پوسیده اعلیحضرت همایون
سید علی خامنه ای
مینا انتظاری: ملاقات بعد از اعدام
علیرضا یعقوبی: اندر باب گفتگوي بهروز خليق با سايت کار آنلاين
بيژن نيابتی :سال سرخ و سیاه
مهدی سامع :محور خامنه ای، مالکی، اسد علیه تحول دمکراتیک
د
ادامه مطالب و مقالات
taban.no© 2005-2010 • انتشار مظالب سایت با ذکر منبع مجاز است •